صحبت های آموزنده ی آرش پاکزاد در مورد میکس و مسترینگ

اول یه بیوگرافی از خودت بگو.

موسیقی رو از بچگی شروع کردم پیانو می زدم یه چند سالی بعد یه مدت کنار گذشتم نواختن رو و رفتم سراغموسیقی الکترونیک، تجربه‌ی تولید موسیقی با کامپیوتر، موزیک ساختن و اینها، بعد هم وارد مقوله‌ی میکس شدمو به جای اینکه تنظیم کنم از میکس و مسترینگ خوشم امد.  شاید هم این علاقه‌مندی به این علت بود که یکدوره‌ای مشغول ساخت و آزمایش ابزارهای صدابرداری مثل میکسر و میکروفون و اسپیکر شدم! یه مدت نوازندگیفراموش شد تا همین شش ماه قبل به تشویق دوستان خوبم برگشتم به نوازندگی.

رشته تحصیلی ات چیه؟؟؟؟

من ریاضی خوندم دانشگاه هم نرفتم. چون به این نتیجه رسیدم رشته ای که قبول شدم واقعا اون چیزی نیست کهدوستش دارم! خیلی راحت با دانشگاه‌های ایران خداحافظی کردم چون رشته‌ای که دوست داشتم بخونم وجودنداشت و خب، تصمیم نسبتا سختی گرفتم که میتونم بگم راضی هم هستم!

یعنی الان دانشگاه های ایران رشته مهندسی صدارو ندارن؟؟؟؟

راستش الان نمی‌دونم واقعا داستان چی هست! تا جایی که من میدونم، دانشگاه ها این رشته رو ندارند. حالاشاید دانشکده صدا و سیما یا علمی کاربردی و موسسه های وابسته این رشته رو تدریس کنن و مدرک هم به شمابدهند اما، این شیوه تدریس کجا و آن شیوه‌ی تدریس که ما از خارج ایران سراغ داریم کجا! ضمن اینکه فکر نمی کنمفارغ التحصیلان مهندسی صدا تو ایران الان برای بازار موسیقی کار درست حسابی انجام داده باشند و انقدریانگیزه بهشون داده باشند که اصلا تصمیم بگیرند کار مهمی انجام بدن.

فکر نمی کنم صنعت میکس خیلی وقت باشه تو ایران اومده باشه؟؟؟؟

اومده ولی حقیقتاً هیچ وقت جدی گرفته نشده ….

ولی مثلاً تو کارای اولی که تو ایران به بازار اومد ، کارهایی که مثلاً از شرکت سروش یا پیغام سحرمنتشر شد چیزی تحت عنوان میکس و مستر نخورده تو لیبلش ؟؟؟؟؟

توی لیبلش نبوده ولی کاری بوده که به هر حال تو آلبوم‌ها انجام می‌شده یعنی ما مهندس صداهای قدیمی خوبخیلی تو ایران داریم که الان که خیلیاشون کار نمی‌کنن، یا به تعبیری قهر کردن با این کار، چون هیچ وقت نه به طورجدی قدر کارشون و دونستن، نه اصولاً کار میکس و مستر انقدر درآمد داره که بشه باهاش یه زندگی با زن و بچه روچرخوند برای همین هم اغلب از این حرفه کنار کشیدن .

میکس و مستر چیه؟؟؟ یعنی در واقع چیکار می کنه تو موزیک؟؟؟

برای توضیح ازهم جدا می‌کنیم:

میکس بخوام به طور خلاصه بگم میشه مرتب کردن، پلیش کردن و درست کنار هم چیدن تک تک صداهایی کهموزیک رو می‌سازه. هر موزیک یه سری المان داره، موسیقی پاپ ممکنه گیتار داشته باشه، پیانو، باس، درامداشته باشه که اینا باید جوری درست در کنارهم قرار گرفته بشن که زیبا به گوش برسن و جاشون تو موزیکمشخص شده باشه. مشخص شدن جاشون، اندازشون، چه جوری شنیده شدنشون، حال و هوا شون، اینها به”میکس اینجینیر” مربوط میشه؛ به کسی که کار رو میکس میکنه؛ شما مثلا فرض کنید توی یک آهنگ خیلیاحساسی پاپ نیازی نباشه از درام خیلی «بزرگ» استفاده بشه! شاید لازم باشه مثلا پیانو نمود بیشتری داشتهباشه و قشنگ تر باشه اگه گیتار‌ها کمی دورتر در فضایی محوتر به گوش برسند. شاید لازم باشه خواننده به اندازهزیادی افکت داشته باشه که شنوده احساس کنه خواننده فضای Dream داره! یا ممکنه حتی بخواهید همخان‌‌هایخواننده همه از سمت راست شنوده شنیده بشن! توی یه آهنگ این هم با نظر تنظیم کننده و قطعا بیشتر ” میکساینجینیر” انجام میشه و کمک میکنه احساس موزیک رو درست تر درک بکنیم؛ فکر کنید توی همون آهنگ احساسیصدای خواننده بسیار خشک و در سمت راست شنیده بشه اما بجای اون گیتارها بسیار فضا دار و مهم از همه المانهای اون آهنگ در وسط شنیده بشن! قطعا میکس کردن به این صورت باعث میشه که اون آهنگ واقعا یک بار بیشترجذابیت برای شنیدن نداشته باشه! حالا وقتی بخوایم موزیک هیجان انگیز تر گوش بکنیم باید هیجان انگیزتربشنویدش یعنی تو ناخوداگاهتون هیجان انگیزتر حسش کنید! این تاثیر در ناخوادگاه معمولا به عهده‌ی “میکساینجنیر” هست که البته بسیار کار مهمی هم محسوب میشه.

اما مسترینگ. مثل این میمونه که یک ماشین خیلی خیلی قشنگ داشته باشید و خیلی خوب طراحی شده باشهولی بدنه اش هنوز اهنی باشه و رنگ نخورده باشه. درست هست که بیس قضیه خیلی قشنگ و شیک هستولی وقتی نگاهش میکنی خیلی ازش لذت نمی‌بری تا زمانی که یه رنگ خیلی خوب بشه! تازه وقتی که ایناتفاق‌ها می‌افته تا وقتی اون پلیش نهایی که ماشین و زیباتر و براق تر میکنه نباشه باز هم خیلی به چشم نمیاد. “مستر اینجینیر” کارش اینه که بیاد ببینه که چه جور پلیشی می تونه روی میکس انجام بده. چه کاری می تونهبکنه که این کل قضیه زیبا تر و قشنگ تر به گوش برسه. این رو به برای یه آهنگ گفتم اما وقتی کسی “مستراینجینیر” البومی میشه، 10 تا ترک بهش داده میشه برای مسترکردن یکی از وظایفش به غیر از این هایی که گفتماینه که مطمئن بشه که این 10 تا ترک کنار هم‌دیگه به ترتیب و درست داستانشون بیان بشه مثلا اگه یه آهنگیاحساسی باشه، اگه یه آهنگی قراره هیجان منتقل کنه یا یه آهنگی قراره شیرین و جذاب باشه اینها را “مستر اینجینیر” باید دقیق‌ بفهمه و سعی کنه بیشتر شخصیت اهنگارو حفظ بکنه یا بروز بده، هیجانش رو بیشتر بکنه یهجاهایی حس دراماتیک کار و بیشتر کنه و حتی یه کاری کنه توجه شنونده به صدا ها کمتر بشه و در عوض بهماهیت موزیک بیشتر بشه. این یه مقوله‌ی خیلی حسیه، باید کاملا دقت بشه که تو تمام آهنگ‌ها رعایت شه و درنهایت اینکه آهنگ‌ها همشون متعلق به هم شنیده بشه. یعنی وقتی شما یه آلبوم رو گوش می‌کنید از اول تااخرش باید متوجه بشین که متعلق به یک مجموعه هست و این حس رو نکنید که یک آهنگ 4 سال پیش ضبطشده و یک آهنگ مال امسال هست یا یک آهنگ مربوط میشه به آلبوم آینده!! تفاوت آلبوم امسال یه خواننده باآلبوم قبلی همون خواننده خوبه که معلوم باشه. که شما وقتی گوش می‌کنید متوجه بشید این ترک مطعلق بهمجموعه قبلی بوده ترک دیگه مطعلق به البوم امسال است. این یکی از کارای مربوط به مستر اینجینیر هست وداستان های فنی که مطمئن بشی توی همه سیستم‌ها درست شنیده میشه و درست تبدیل شدنش بهفرمت‌های دیگه که مربوط به قسمت تخصصی این کار هست که بعید میدونم دوست داشته باشید خیلی در موردشالان صحبت کنیم (خنده)

الزاماً کسی که کار میکس انجام میده لزومی نداره کارمسترینگ هم بکنه؟؟؟؟

اصولش اینه که کسی که کار میکس انجام میده نباید کار مسترینگ همون ترک رو انجام بده یعنی تجربه ثابت کردهاین بهتره. منتها خوب یه موقع‌هایی نمیشه به خصوص جاهایی مثل اینجا که یه مقدار دست ما بسته تره و آدمهاکمترن تو این زمینه سخته جدا کردن این دوتا کار. مثلا من اگه بخوام همه کارام رو میکس کنم بعد به یه نفر دیگهبدم مستر کنه، پیدا کردن این نفر اینجا یه خورده سخت میشه. اینجوری نیست که مثلا من چند تا انتخاب داشتهباشم و زنگ بزنم به تک تکشون بگم تو وقت داری کار و بدم به تو؟ اینجوری نیست که من 20 تا انتخاب داشته باشمبرای مستر شاید همین الان من برای مستر 3 تا  انتخاب داشته باشم. 3 تا انتخابی که باهاشون راحت باشم.ممکنه 5 نفر دیگه‌ای هم باشند که من نشناسم و این 3 نفرم سیستم کاریشون این جوری نیست که بگن الانوقتشون آزاده مثلا هفته ای ۱ ترک رو میتونم باهاشون کار کنم. چون قطعا شغل اصلی و تنها شغلشون مسترینگنیست. نمیتونه باشه! چون نه در آمد براشون داره و نه انقدر مخاطب خواهند داشت که نیاز به انجام کار دیگه اینکنند و خوب باز از طرفی هم بحث هزینه ایه، برای کسی که با من کار می‌کنه معقول تره که خودم میکس و مسترانجام بدم تا من میکس کنم و پولم رو بگیرم بگم این ترک میکس شده حالا یه هزینه‌ی دیگه ای بده برای مستر کردنکارت به یه شخص دیگه که اون شخص دستمزدش حتما بیشتر از چیزی خواهد بود که من برای مسترینگ در نظردارم. چون شغل تخصصیش این هست. حالا این بحث هزینه‌اش خیلی مهم نیست نتیجه‌ مهم تره ولی مشکلاصلی اینه که انتخاب زیاد نداریم.

یه جاهایی هست با تنظیم کننده که صحبت می کنیم میگه من کارو با 50 درصد میکس و مستر دادمدست مستر کننده این یعنی چی؟؟؟

ببین تو پروسه میکس خیلی سلیقه‌ها متفاوته و قانون واقعی هم نداره. مثلا نمی‌تونی بگی باید تنظیم کنندهوقتی همه کاراشو تموم کرد، ترک رو خیلی خیلی «فِلت» و کاملا خام، بدون هیچ پروسسی، بدون هیچ افکتی بدهبه میکس انجینییر و خداحافظ! و حالا میکس کننده شروع کنه میکس کردن با سلیقه خودش و در مقابل گاهیکسی که تنظیم کننده هست اونقدر کارشو درست انجام داده که واقعا کسی که میکس میکنه شاید 1 ساعت کاربکنه به نتیجه برسه ضمن اینکه تنظیم کننده هم مایل هست که کاملا کار میکس رو بسپره به میکس انجینیر ودخالتی نکنه. این یه طرف داستانه، یه طرف دیگه اش این هست که تنظیم کننده و میکس اینجینیر با هم میشینندبرای میکس کردن. باز سلیقه‌ی ادما متفاوته، بعضی از ادما واقعا از لحاظ میکسی روی تنظیم شون وقت نمی ذارنکلا میسپارن دست کس دیگه، بعضی ها حساس ترن و دوست دارن در مراحل میکس کنار میکس انجیبیر باشن کهکمک کنند مسیر میکس از چیزی که تصورشون بوده فاصله نگیره. شاید بگم 80 درصد کاری رو که من باید انجام بدمرو حتی انجام دادند، کار اصلی من میشه یک مقدار تروتمیز کردن و تمرکز من میشه اضافه کردن وکال به میکس

نمایی از استودیو و تجهیزات میکس و مسترینگ آرش پاکزاد

نمایی از استودیو و تجهیزات میکس و مسترینگ آرش پاکزاد

حرفه‌ای ترش اینکه تنظیم کننده این کا رو انجام بده؟؟؟

حرفه‌ای ترش به سبک خیلی بستگی داره مثلا یه سبک‌هایی مثل سبک الکترونیک واقعا اگه تنظیم کننده وارد بحثمیکس نشه توی میکس خیلی اتفاق جالبی نمی‌افته برای اینکه یه موزیک الکترونیک شاید 10 درصد موزیکالیتهباشه شاید 20 درصد! 80 درصد دیگه‌اش هیجانات، جنس صدا ، پانچ بودن صدا و گیرایی صداهاست که شنونده روجذب می‌کنه! چرا میگم ۲۰ درصد؟ چون موقعی که خسته‌ای می‌خوای یه موزیک گوش کنی که آرامش بگیری و ازشنیدن موزیک لذت ببری میتونم بگم به استثنای شاید ۵ درصد آدمها، هیچ وقت موسیقی الکترونیک رو انتخابنمیکنی! موزیکی گوش می‌کنی که موزیکال‌تر باشه . الکترونیک بیشتر هیجانات رو می‌رسونه این هیجانه همبیشتر توی صداهاست توی تکنیکال قضیه است که یک صدایی چه جوری میکس بشه که هیجان کافی داشته باشهدر حالی که همشون ممکنه یک «ساند ست» باشن! یه مثال شاید یه کم تکنیکال بزنم که قابل لمس تره! اگه توییک موزیک الکترونیک «کیک» رو خوب میکس نکنی، با اینکه هست، اگه وقتی که عالی میکس نشده باشه هیجانکمتری رو منتقل می‌کنه تا زمانی که باشه و عالی هم میکس شده باشه! یادتون هست شاید ۱۵ سال پیشموزیک های الکترونیک چطوری بودند؟ یکیشون رو مقایسه کنید با موزیک های الکترونیکی که امسال ساخته میشناما با همون سبک . . ! متوجه منظور من خواهید شد.

بعضی وقتا یه کارایی رو می شنویی که خیلی بم و خیلی بده انگار کل صدا رو خوب نمی شنوی یهجورایی خیلی داغونه صداها  این به چی بستگی داره؟

این دوتا دلیل می‌تونه داشته باشه من نمیدونم کدوم آلبوم رو منظورتون هست ولی میتونه ربط داشته باشه با اینکه کی کار و مستر کرده. یکی از دلایلش اینه که چند تا تنظیم کننده‌ی مختلف ترک‌های آلبوم رو تنظیم کردن و هرتنظیم کننده کارش رو داده به یه نفر برای مستر و این چند «رنگ» بودن آلبوم رو نتیجه میده! و از اونجایی که هیچکس، هیچ کس رو قبول نداره سخته که همه تنظیم کننده‌های یک آلبوم رو راضی کنی که کار و برای میکس و مستریا لااقل مستر بسپارند به دست یک نفر.

نه من دیدم که یه تنظیم کننده چند تا کار توی یه آلبوم  خودش هم تنظیم کرده هم میکس و مستر ولیاین اتفاق صرفا توی یک آهنگش افتاده .

نمی دونم چه اتفاقی افتاده بوده باز ممکن هست مربوط بشه به کسی که آلبوم رو مستر کرده باشه که اگر کسخاصی مستر نکرده باشه می‌تونه به میکس ربط داشته باشه این که چه جوری شده واقعا باید تنظیم کننده ومیکس اینجنیر و  پیدا کنیم ببینیم چیکارکرده (باخنده)

در مورد صدابرداری توی کنسرت ها یه کم توضیح بده از نظر بحث تخصصی ؟

ببین صدابردار لایو یا لایو اینجینیر یه مقدار با “استودیو اینجنیر” یا میکس اینجینیر استودیو تفاوت داره. کاری کهانجام می‌دن نه منتها کارکتر کاری که انجام می دهند یه مقدار فرق داره یعنی ابزاراشون میشه گفت تا 80 درصدشبیه همن بخصوص الان به لطف تکنولوژی یه اتفاقی افتاده که شما همون پلاگین‌هایی که تو استودیو استفادهمی‌کنی رو می‌تونی بیاری رو کنسول دیجیتالی که موقع صدابرداری لایو استفاده میکنی یعنی تا این حد دارند بههم نزدیک می‌شن منتها ماهیت کار یک کمی باهم فرق میکنه. لایو اینجیر فرصت 2 بار اشتباه کردن نداره یعنیحتی اجازه یکبار اشتباه کردنم نداره. توی صدابرداری لایو شما فقط فرصت داری در شرایط ایده‌آلِ ایران 4 ساعت 5ساعت ساند چک کنی و میکس کنی، نظم بدی به ابزار‌ها و میکست و اونجوری که باید باشه درش بیاری و تموممیشه فرصتت یعنی بعدش اجرا شروع میشه و شما جای آزمون و خطا نداری، اینجوری نیست که مثل استودیو منواقعا یک ماه فرصت داشته باشم 1دقیقه به 1دقیقه ثانیه به ثانیه روی کارم وقت بذارم! این فرصتی هست که لایواینجینیر نداره، از طرفی لایو اینجینیر یک سری محدودیت‌هایی که میکس اینجینر استودیو داره رو نداره. مثلا ما تواستودیو از لحاظ تکنیکال یه سری محدودیت لِوِل داریم یعنی ما در نهایت مجبور هستیم داینامیک رو به اندازه‌ی مجازنگه داریم و ضمن این کار، نسبت به باقی موزیک‌ها هم قابل مقایسه باشیم! یعنی یک محدودیتی هست کههمه‌ی ماها باهاش روبرو هستیم و باید با روش‌های مختلف کاری کنیم که محصولمون شبیه و همسان با باقیمحصولات موسیقی باشه! این بخش یه مقدار تکنیکی هست و من نمی‌تونم واقعا خیلی ساده بیانش کنم! اما تویلایو اینجنیرینگ، چون صدا لایوِ هست و ما اون محدودیت داینامیک رو نداریم (خب، به شکلی که در استودیو باهاشروبرو هستیم نداریم) یک مقدار بحث فرق میکنه. اول از همه اینکه هر اجرا با خودش مقایسه میشه و لازم نیستکه شما سعی کنید صدا رو نزدیک به یک نمونه موجود بکنید که این خودش دست صدابردار رو خیلی باز تر میزارهپس می‌تونه کارهای خیلی جالبی انجام بده و از نگرانی‌هاش در مقایسه با میکس استودیویی کم بشه. و قسمتواضح و روشنش این هست که جنس صدای لایو، با آلبوم فرق میکنه. شما وقتی لایو گوش میدین انتظار ندارید دقیقاهمون چیزی رو بشنوید که توی آلبوم شنیدید! باید زنده بودنش رو حس کنید و همین باعث میشه خیلی از مسایلتکنیکی که روی میکس استودیوی انجام میدید رو لازم نباشه توی لایو انجام بدید. برای این هست که میگم ماهیتهاشون با هم فرق میکنه اما یه میکس اینجینر می تونه لایو اینجینر هم باشه و حتی بر عکس. فقط اینکه یه مقدارلایو اینجینر کارش استرس بیشتری داره و شاید تصمیم‌گیری دقیق‌تر و درست‌تری در زمان مناسب می‌خواد چونمیکس اینجینر می‌تونه اشتباه کنه و فردا دوباره درستش کنه ولی لایو اینجینر . . . نه! نمی‌تونه.

از نظر کیفیت سالن های کنسرت ایران واقعاً استاندارده ؟

ببین من واقعا خیلی متخصصش نیستم که بخوام بگم ولی از روی تجربه و اینکه توی این سالن‌ها کار کردم می‌تونمبگم که نه خیلی سالن‌های ما خوب نیست. این چیزیه که من می‌شنوم کاری ندارم حالا شاید مشکل از سالننباشه، از پاور اسپیکرها باشه شاید اصلا مشکل از هیچ کدوم اینا نباشه مشکل از طراحی این سیستم باشه. ولینتیجه‌ای که توی سالن‌ها شنیده می شه همیشه خیلی دلچسب نیست، نه اینکه فقط تو ایران اینجوری باشه وبخام بگم فقط تو همه دنیا ما هستیم که مشکل داریم و بقیه جاها همه چیز ایده آل هست! یعنی ممکنه شما الانبری توی کشور خیلی خوب و تو یه سالنی اجرا کنی که شاید 10 درجه هم از اینجا بدتر باشه ولی کلا به نسبتمی تونه وضعیت از این بهتر باشه. البته چیزی که باید در نظر بگیریم چند تا مساله هست که دست به دست هممیده، این ها فقط به صدا بردار مربوط نمیشه! گناهی که همیشه و همیشه فقط به گردن صدابردار انداخته می‌شه!یا فقط به سالن مربوط نمیشه و فقط هم به تجهیزات مربوط نمیشه به یک سری عادت‌ها و انتظارهای لحظه ای وغیر حرف‌ای مربوط می‌شه که خوب اینها اینطوری جا افتاده و رفته جلو و عوض کردن و درست کردن این عادتها خیلیطول می‌کشه و دست به دست هم میده تا معمولا به طور کلی از هر 10 تا 20 تا اجرا 2 تاش راضی کننده باشهبرای خواننده، برای نوازنده، برای اینجینیر و برای کسی که اجرا رو میبینه. چند تا مثال بزنم دو منظوره! هم مثال همشاید بشه گفت شکایت! وسط کنسرت همه چیز داره خوب پیش میره که یکی از یه جایی پیداش میشه و میگهآقای فلانی گفته صدا توی سالن کم هست زیادش کن! همین درخواست کوچیک می‌تونه همه چیز رو به باد بده.حالا اینکه این آقای فلانی کی هست و چه مسولیتی داره بماند!! اگه هم خواسته‌اش اجرا نشه شاید واقعا صدابردارکارش رو از دست بده! اینجاست که واقعا نظرهای بدون کارشناسی و از روی میل هر کسی میتونه یه اجرا رو خرابکنه. یا دخالت‌های بی‌جا و بدون فکر اعضای تیم و گاهی هم حتی اعضای همراه تیم که دوستان و آشنایان هستنکه با این ایده اومدند که کار صدابردار رو بهش یاد بدن! و کلی مثال دیگه که میشه ساعت‌ها در موردش صحبت کرد!

آخه معمولا تو جاهای مختلف تو سالن صداها رو متفاوت میشنوی

این دوتا دلیل داره، این مستقیماً بر میگرده به یک طراحی سالن و دوم سیستم صوتی و دقیق تر بگم خوداسپیکرها، این دیگه قطعا بر نمی‌گرده به نوازنده یا صدا‌بردار گروه یا کسی که میکس می‌کنه، این برمیگرده به کسیکه مسوولیت کالیبریشن و طراحی سیستم صدای سالن رو به عهده داره. حالا مثلا توی یه جایی مثل برج میلادممکنه همه چی هم درست طراحی و نصب شده باشه ولی درست کالیبره نشده باشه، اگه سیستم‌ها درستکالیبره بشه قطعا صدای بهتری میشنویم .

کالیبره شدن یعنی چی ؟

یعنی یه کسی که کارش این هست با دستگاه‌های اندازه‌گیری و صدالبته گوش خوب و تجربه‌ای که داره یکی یکیاین اسپیکر‌ها و به طور کلی سیستمی که این اسپیکر‌ها رو کنترل میکنه رو طوری تنظیم کنه که تفاوت شنیداری توجاهای مختلف سالن به کمترین حد برسه. ولی تقریباً هم غیر ممکنه که تو یک سالن تمام شنونده‌ها رویصندلی‌های مختلف یک صدا رو بشنوند این نیست که فقط تو برج میلاد ایران اینطوری باشه، در تمام دنیا این اتفاقمی‌افته. اگر شما مصاحبه‌های لایو اینجنیر‌های معروف دنیا رو هم بخونین می‌بینید که این قضیه رو توضیح میدن کهیه جاهایی از سالن یه اتفاقایی میفته که دیگه دست من نیست برای همین هم کنارش میزارم چون نمیشه بهخاطر 10 تا صندلی کل سالن رو بهم بریزم با توجه به این میشه 10% اختلاف قبول کرد ولی 50% اختلاف یکم غیرمنطقیه، طوری که کسی که ردیف‌های جلو میشینه انقدر صدا زیاد باشه که قابل تحمل نباشه و کسی کهردیف‌های عقب سالنه انقدر صدا کمه که چیزی نمی شنوه.

پروژه میکس و مسترینگ  آرش پاکزاد

پروژه میکس و مسترینگ آرش پاکزاد

محصولات آموزشی کاربردی تر برای میکس و مسترینگ حرفه ای

آقای پاکزاد برگردیم به مسئله میکس و مستر … الان همه میکس و مسترهایی که می شنویم یه صدارو میده این چقدرش برمیگرده به سلیقه مخاطب و سطح پذیرشش از انواع موسیقی ؟

شنونده به این دلیل نپذیرفته که موزیکی که سالها شنیده یکسان و یه رنگ و شبیه بوده و چیزی دیگه‌ای وجودنداشته که بشنوه یا انقدر کمرنگ بوده که شنیده نشده. انتخاب دیگه ای وجود نداشته واقعاً. بعد اگه این تغییر زیادپیش نیاد برای شنونده، عادت میکنه که هرچی موزیک می‌شنوه کاملا شبیه هم باشه و زیادم براش مهم نیستکه دنبال یه چیز جدید باشه چون هرچی می شنوه همینه و فکر می کنه درستش هم همین اینه؛ چون برخوردشتخصصی نیست و مطالعه درباره‌ی این یه مبحث به خصوص نداره میگه پس موزیک همینه که دارم گوش می کنم.اما نکته‌ی جالبش اینه که می‌بینیم کسی که میاد متفاوت کار می‌کنه چقدر دیده و شنیده میشه. جالب اینجاستکه با اینکه این اتفاق میوفته و همه موزیسین‌ها از صبح تا شب دارن در موردش صحبت می‌کنن ولی باز وقتی نوبتخودشون میشه یادشون میره این حرف‌ها. دوباره همون کارهای تکراری گذشته و تکرار و تکرار. توی این سال‌‌هایاخیر خیلی باعث خوشحالی من هست که دوستان زیادی بخاطر داشتن توانایی، موفق شدن این پنجره‌ی جدید روبرای شنونده‌ها باز کنن و باعث شدن که باقی موزیسن‌ها هم تلاششون رو بکنند. اما همیش برای من جای تعجبداره که چرا برخی از این دوستان نمی‌خواهند که بهشون کمک بشه و کمی عوض بشن . . . سوالی هست که واقعامن رو خیلی درگیر می‌کنه

شما خودتون تو کدوم کارا سعی کردین کار خاص و متفاوتی انجام بدین و تغییر اساسی ایجاد کنید ؟

من تو تمام کارایی که انجام میدم تا اونجایی که تنظیم کننده اجازه بده و دوست داشته باشه و اصلا مایل به اینتغییر باشه، من کار متفاوتی رو در میکس انجام میدم. یعنی اگر دقت کنید می‌بینید سعی می‌کنم برای هر کاریرنگ به خصوص خودش رو به وجود بیارم. هرچند که در نهایت معلوم میشه من میکس کردم! اما وقتی قبل و بعدمیکس رو گوش کنید متوجه می‌شید که چه اتفاقات و تغییراتی رو بوجود آوردم. این همون بحثی هست که درموردش گفتم، اینکه من به عنوان میکس-انجینیر یه وظیفه‌ای دارم که باید انجامش بدم. در غیر این صورت نمی‌تونمبگم من میکس-انجینیر هستم یا اصولا میکس و مستر میکنم!

چقدر بستگی به خاص بودن موزیک داره ؟

ببینید خاص یا غیر خاص بودن موزیکش زیاد مهم نیست حتی 10 تا موزیک «عاشقانه» هم توان این رو دارن کهحس و حال متفاوتی داشته باشن. این نیست که یه موزیک عاشقانه‌ی آرام حتماً حتماً باید یه میکس خاص داشتهباشه. چیزی که سعی میکنم به دوستانم همیشه بگم. به همکارانم توضیح بدم که تکرار کافیه! لازم نیست که اینموزیک شما حتما شبیه موزیکی که توی ذهنتون هست (الگویی که چندین سال هست دارند پیروی میکنند) باشه!اجازه بدید کمی تفاوت داشته باشه.مثلا این موزیک عاشقانه‌ی اسلو می‌تونه “من و بارون” بابک جهانبخش باشه،یا می‌تونه ” لحظه ” احسان خواجه امیری باشه که یه جور فضا داره و من با اینکه خودم میکسش نکردم ولی خیلیدوستش دارم. می‌تونه ” ای دل ” باشه که باز یه فضای دیگه از عاشقانه‌های بابک جهانبخش هست. شاید ” بخند “محسن یگانه باشه. شاید حتی “من انتخاب شدم ” سیامک عباسی باشه که کاملا از نظر فضای ساز با اینها کهگفتم فرق میکنه. می‌تونه یکی از قطعات عاشقانه و اسلو گروه چارتار ” عاشقانه تنهاست”  باشه که اصلا یه«داستان» دیگه‌ای هست.تمام اینا همشون موزیک آرام و عاشقانه‌س که حس هاشون مختلفه و باید مختلفمیکس بشه. نباید میکس انجینیر خنثی باشه نسبت به حس موزیک . . . نمیشه مثل ماشین فقط طبق دستور وکتاب رفت جلو و میکس کرد. برای هر کدوم از اینها باید برنامه ریزی داشت. این‌طور نیست که شما بدون توجه بهداستانی که داره بیان میشه، میکس کنید. به نظر من منطقی نیست. بخصوص وقتی شنونده ایرانی مخاطبهست که بسیار ترانه براش مهمه.

خوب چطوری انتخاب می کنی که چه فضایی برای چه موزیکی مناسبه ؟

این انتخاب یه حس درونیه و نمیشه به راحتی توضیحش داد. شما چطور می‌تونید حس خودتون رو از یه آهنگتوضیح بدید؟ واقعا کار مشکلی هست. من وقتی یک موزیک رو گوش می‌کنم یه حسی از اون موزیک بهم منتقلمیشه. یک کاری رو برای اینکه میکس کنم معمولا 2 – 3 بار آهنگ از اول تا آخر پخش میشه، تو این چند بار گوشکردنه یه چیزی پیدا می کنم یه حسی که حالا میشه گفت خیلی شخصیه … این دیگه یه چیزیه که باید ببینی اونلحظه چه اتفاقی می‌افته. اتفاق خوبِ خوبِ اینه که تنظیم کننده و میکس کننده یه حسِ مشترک داشته باشن.

با کدوم یکی از تنظیم کننده هایی که کار کردی این اتفاق خوبِ افتاده ؟

خوب خیلی این اتفاق افتاده ولی از اینجا شروع میکنم چون تازه اتفاق افتاده! حس تنظیم های گروه چارتار که یه کارگروهی هست و ” آیین احمدی‌فر” انجامشون میده، خیلی بهم نزدیکه ، وقتی کار رو برای من پخش میکنند،اونجوریه که من دوست دارم و وقتی کار و میکس می کنم و تحویل میدم همونی میشه که اون ها می‌خواستند واتفاقا همه بچه‌های گروه دوست داشتن. هومن نامداری عزیزم که همیشه منتظر هستم فرصت پیش بیاد تا بشینیمو کار میکس کنیم در کنار هم. این اواخر وقتی مشغول ترک‌های آلبوم مهدی یراحی بودیم کلی اتفاق‌های خوبافتاد! اون اتفاق‌هایی که گفتم ایده‌آل هست بین تنظیم کننده و من که میکس میکنم کار رو. کوشان حداد که هم بهلحاظ کاری هم به لحاظ دوستی قدیمی‌ای که داریم تو همکاری‌های مشترکمون یه اتفاقای جالبی میوفته مثلا منیه کاری رو انجام میدم که وقتی کوشان میبینه خندش می‌گیره و میگه دقیقا همون کاری رو کردی که می‌خواستمبگم انجام بدی. با آرون حسینی هم نتیجه‌های خوبی گرفتیم. آرون تنظیم‌هاش جوری هست که خیلی دوستدارم. وقتی شروع می‌کنیم می‌دونیم باید به کجا برسیم و طبق اون میریم جلو و شده که از یه صبح تا ظهر جمعهافتاده و نتیجه هم بسیار بسیار عالی شده. دیگه … اشکان آبرون رو خیلی دوست دارم هم خودش رو و هم تنظیمهاشو. سینا حجازی هم بخاطر سبکش که من خیلی دوست دارم و اخلاقش موقع کار اتفاق‌های خوبی می‌افته.میشه گفت توی هر کار یه پله پیشرفت می‌کنیم. هم من توجه‌ام به یه نکته خاص بیشتر میشه و هم سینا برای کاربعدیش سعی می‌کنه کمبود هارو جبران کنه. دوست خوبم سعید شمس که بسیار با سلیقه هست و میکس کردنکارهاش بسیار لذت بخشه. بخوام بگم خیلی‌ها هستن حالا من این چند نفر رو گفتم حداقل 10 نفر دیگه رو میتونم بگم که خیلی به هم نزدیکیم.

سیامک عباسی چطور ؟

سیامک هم آره بهم نزدیکیم، هیچ وقت به این مشکل نمی‌خوریم که مجبور شیم مسیر و برگردیم از اول. از طرفیهم سیامک اعتماد میکنه به من. این اعتماد اگه باشه همه چیز حل میشه! ضمن اینکه سیامک خودش از نظر فنیبه میکس آشناست، موقع کار هم این باعث میشه که زودتر نتیجه بگیریم.

شده تا حالا به این مشکل برخورد کنی که به خاطر عدم حس مشترک مجبور بشی مسیر رو از اولطی کنی ؟

زیاد … یعنی انقدر شدید بوده که یه جاهایی مجبور شدم کار رو کنسل کنم و بگم خوب ما از نظر سلیقه کاری بهمنمی خوریم، نه اینکه دعوا بشه! ولی گفتم خوب اگه بخوایم ادامه بدیم حاصلش نه اون چیزی میشه که تو میخوای نه اون چیزی که من خودم راضی باشم برای همین بهتره کار نکنیم. صرفا انجامش یعنی اینکه من از شما پولبگیرم و بهتون چیزی رو تحویل بدم که خودمم راضی نیستم! این جور کار کردن رو نمی‌پسندم

آرش شما جزء معدود هنرمندایی هستی که وقتی نظرت رو می خوان یا ازت می خوان که یه کسی روبرای کار معرفی کنی خیلی راحت به دیگران کمک می کنی، پل ارتباطی ایجاد می کنی برای دیگران واصولا نمی خوای هه کارا رو خودت انجام بدی . چرا این کار رو میکنی؟

چرا اینکار رو نکنم واقعاً ؟ فکر کنم برعکس سوال کردین.

چرا تو یه برهه زمانی که کسی این کار رو انجام نمی ده تو  این کار رو انجام میدی ؟ چه منطقی پشتاین کارت هست ؟

خوب همه کار رو که من نمی تونم انجام بدم بلدم نیستم! وقتی قراره شما یه کاری رو رکورد بکنی و من این کار روخوب بلد نیستم چه دلیلی داره که وقتی توان انجامش رو ندارم اصرار کنم بیای پیش من؟ چون این کار وقتی زیادهم تکرار بشه وجهه و شخصیت کاری من رو هم به مرور زیر سوال می بره. وقتی من کاری که توی تخصصم نیسترو بخوام انجام بدم قطعا یه جایی کار رو خراب می کنم و اینجوری وجهه‌ی کار تخصصیم هم جلوی دیگران زیر سوالمیره بعدم اینکه من دوستان خیلی خوب حرفه‌ای تو موزیک دارم که باید ازشون استفاده کنم چرا نکنم‌؟ مثلا وقتیرامین مظاهری هست و می‌دونم خیلی پرفکت رکورد می‌کنه و استودیوی خوب داره چرا اصرار کنم خودم این کاروانجام بدم؟ من خیلی دوست دارم که نتیجه خوب در بیاد خیلی دنبال این نیستم که اسمم پای همه عنوان‌ها بخورهو خودمونی بگم همه اعتبار هارو رو خودم بگیرم. به نظرم هر کس باید کار خودش و انجام بده و واقعا از دیگران کمکبگیره. من الان تنها کاری که می کنم میکس و مستر هست، حتی رکورد و ادیت و تیون وکال هم قبول نمی‌کنم! درحالی که کارای دیگه هم می‌تونم بکنم ولی اصرار می‌کنم که من کار دیگه‌ای انجام نمی‌دم مگر اینکه دیگه طرفخیلی علاقه داشته باشه به این که من مثلاً خودم وکالش رو رکورد کنم. که تازه دوستان زیادی هستن که تصدیقمی‌کنن که باز هم من در نهایت کار رو به دست کار دانش می‌سپارم! آدمهای موفق رو هم اگر دقت کنید “هر کاری “رو خودشون انجام نمی‌دن‌.

آرش با اینکه اسمت رو خیلیا میشناسن چهرت رو رو معمولا نمی شناسن این ناراحتت نمی کنه توبرخوردهای روزمره ؟

نه. آخه ببین من قرار نیست چهره‌ام شناخته بشه و اصلا این حرفه طوری نیست که چهره رو بشناسونه. من اگهمی‌خواستم همه من و ببینن و بشناسن باید می‌رفتم خواننده می‌شدم یا مثلاً هنرپیشه. بعدم به نظرم شناختهشدن وقتی قشنگ‌تره که آدم رو با کارش بشناسن. مثلا اگر با همین دوستایی که من دارم همین آدم‌هایی کهگفتم خیلی بهشون نزدیکم و راحت ارتباط برقرار می کنم توی یک جمع باشیم و شخص جدیدی خارج از دنیایموسیقی بیاد وارد این جمع بشه، فکر می‌کنه این آدم‌ها نماینده یه شرکت یا کارمند بانک یا مثلا معلم فیزیکهستن از نظر شغلی که روابط دوستانشون بخاطر هم دانشگایی بودن یا دوستان دوران بچگی‌ بودن هست! ولینمی‌تونه حدس بزنه کارمون چیه، ولی کافیه یکی از این دوستان بره بشینه پشت پیانو و یکی از آهنگ هاشو اجراکنه! یا سازش رو بنوازه یا شروع کنه در مورد کارش صحبت کردن! تازه اینجاست که شناخته شدن اون چهره و تاثیریکه روی ذهن شخص جدید ایجاد میشه بسیار بسیار جذاب و عمیق هست! این مدل شناخته شدن به نظرم خیلیقشنگ‌تره تا اینکه از طرف فقط یه اسم بدونن و کسی ندونه پشت اون اسم چه خبره، برای همین من هم ترجیحمیدم اگر هم قراره شناخته بشم با کارم شناخته بشم .

از همکاری با محسن یگانه چه خبر؟

ماشالا در مورد کار با محسن همه می دونن ( خنده)

خوب این بر می‌گرده به شخصیت محسن که شلوغ و خودمونیه . البته این شخصیتش رو دوستداشتنی می کنه

آره دقیقا محسن خیلی خودمونیه، و شلوغیش باحاله … نمیتونه به هزار تا چیز همزمان فکر نکنه . . . نمیشه! (خنده)  من حدس می‌زنم محسن یگانه همونطوری که 10 سال پیش بوده الان هم همونطوره شاید 10 سال دیگههم همین‌طوری باشه. فاز خودش و داره، تفریحات خودش رو داره دنبال سرگرمی‌های خودش هست که بخشیشکاملا شبیه به سرگرمی‌های منه. شاید به همین دلیل ارتباطمون خیلی زود شکل گرفت من الان خیلی راحتمی‌تونم حدس بزنم صبح که از خواب پا می‌شه به چه سایت‌هایی سر می‌زنه یا دنبال چه چیزهاییه.

راحتی توی کار کردن با محسن ؟

آره … همین راحت بودنش هم توی کار حس میشه. منظورش رو خیلی راحت میگه و نظرشو میگه. از مدل کسانیهم هست که اعتماد میکنه و شاید واقعا تنها چیزی که در موردش باهم همفکری می‌کنیم، میکس وکالش هست ونظرش رو درمورد جنس صدای خودش میگه و من انجام میدم. توی کار «خستم» به این دلیل که تنظیم خودش بود،جدا از وکال سر موزیک هم همفکری داشتیم که من شخصا از نتیجه بسیار راضی هستم.

همکاری با بابک جهانبخش چطوره ؟

بابک خیلی خوبه من خیلی دوستش دارم این البوم سومیه که داریم همکاری می کنیم با هم. چند روز پیش کهمشغول کار رو آلبوم بعدی بودیم روی کاغذ یک سری اسم نوشت . . . دیدم تا حالا ۱۷ تا ترک براش میکس کردم . . .این عدد کمی نیست! این مدت همکاری نشون دهنده یه چیز خوبه . . . یه دوستی و همکاری خیلی با ارزش

تو تیم کاری بابک رفتی کلاً دیگه ؟

آره یه جورایی .

تا حالا به مشکل خاصی با هم نخوردین یه جوری که مثلا بخواین از هم شاکی بشین ؟ ( هر چند بابککلا هم آدمی نیست که خیلی شاکی بشه ) ؟

نه ، راست می‌گی بابک کلا آدم شاکی‌ای نیست، بابک فقط نگرانه که کار حتماً درست انجام بشه و این خیلیخوبه. در واقع خیلی روی کارش حساسه و براش مهمه کاری که می خواد به مخاطب ارائه بده همیشه یه پله بالاتراز کار قبلی باشه. البته این رو خودش میگه که این حساسیته گاهی خیلی اذیتش می‌کنه تازگیا هم می‌گهمی‌خواد انقدر حساس نباشه. ولی نمیشه … مثل خوده منه منم خیلی حساسم که کار به بهترین شکل انجامبشه برای همین انقدر راحت با هم کار می‌کنیم .

می شه گفت یکی از دلایل موفقیتش همین حساسیت بالاشه ؟

قطعا بله ، همینطوریه … من چون خودمم همینطورم کاملا درک می کنم . بابک هیچ وقت نمی خواد به اون حدخوبه قناعت کنه، همیشه می خواد از اون چیزی که هست بهتر باشه . الان مثلا برای آلبوم جدیدش خیلی خیلیخیلی حساسه که هر چیزی که بهتر از “من و بارون ” باشه. کاملا تلاش می کنه قبلیا رو بهترش کنه و رو بهپیشرفت باشه ولی خوب با حفظ استایل اینکه کلا یه چیزه دیگه نشه و این کار خیلی سختی هم هست که من فکرمی کنم بابک توش موفق عمل کرده .

خودت بشتر چه کارهایی و دوست داری میکس کنی ؟

کارهایی که سر و صداهاش یک کم متفاوت با سر و صداهای معمول باشه. اگه موزیک آرام هست یه چیزجدید نسبت به روال عادی و جا افتاده‌ی موزیک آروم ایرونی داشته باشه. نه اینکه تنظیم کننده یه درامخیلی ساده و معمولی آماده کنه، یه گیتار رکورد بشه، بعد استرینگ روش رکورد بشه و خواننده هم یهترانه تکراری ” کجایی ، دوستت دارم برگرد ” بخونه با یه ملودیه خیلی خیلی عادی مثل همه‌ی کارایی کهداریم می‌بینم هر رو داره تکرار میشه. ولی وقتی همین گیتار میاد با یک پترن ساده اما جدید درامز تویکارهای ایرانی ترکیب میشه و کنارش یه کیتار باس اضافه میشه و سبکش یه کم رو به موسیقی دهه ۸۰میره واقعا دوست دارم اون کار رو میکس کنم. در صورتی که ممکنه هر دو تا کار رو فیروز ویسانلوی عزیزماجرا کرده باشه، یا مثلا هر دو رو بابک ریاحی پور باس زده باشه. اما این کجا و آن کجا! ولی کلا کارایی رودوست دارم که تکراری نباشه وقتی می شنویش بگی چه کاره جدیدیه ، کارای اینطوری رو خیلی دوستدارم، کارای تکراری هم به هر حال هست و نمیشه نباشه … اما هروقت یه ایده‌ی جدید توی کار بشنوم،مسیر جدید ببینم، نگرش جدید ببینم بسیار به میکس اون کار علاقه‌مند میشم. آرزو میکنم آدمهایی کههمین چند دقیقه قبل در موردشون صحبت کردیم روز به روز توی موسیقی ایران بیشتر بشن . . .

آرش جان مرسی که این همه وقتتو در اختیار ما گذاشتی به عنوان صحبت پایانی اگه حرفخاصی مد نظرت هست که دوست داری بگی خوشحال می شیم بشنویم .

نه فقط ممنونم که سمت بحث های حاشیه ای نرفتین و امیدوارم حاصل تلاشتون بتونه نقش مفیدی توپیشرفت موسیقی  داشته باشه

محصولات کاربردی تر برای آموزش میکس و مسترینگ حرفه ای

.

.

.

منبع : بک استیج.