خوانش کروماتیک ها  ریشه ها و مقدمات

درود بر یاران وکالیست

با پوزش از تاخیر این مقال مبحث بسیار مهم و دشوار خوانش کروماتیک ها را آغاز می کنیم .

در ابتدای ورود به این بحث نکوتر آن باشد که نظری به آنچه در چند مقال آینده در باب کروماتیک ها خواهیم دانست افکنیم :

              « کروماتیک خوانی چیست و چگونه می توان آن را در ذهن نهادینه کرد ؟ »  

 

ب- نحوه خوانش گام دو ماژور کروماتیک بالا رونده (نتهای دانگ اول )

پ- نحوه خوانش گام دو ماژور کروماتیک بالا رونده ( نتهای دانگ دوم )

ت- نحوه خوانش گام دو ماژور کروماتیک پایین رونده ( نتهای دانگ اول )

ث- نحوه خوانش گام دو ماژور کروماتیک پایین رونده ( نتهای دانگ دوم )

ج-تمرینات تکمیلی خوانش گامهای ماژور کروماتیک بالا رونده (ر-می -فا )

چ- تمرینات تکمیلی خوانش گامهای ماژور کروماتیک بالا رونده ( سل -لا -سی )

ح- تمرینات تکمیلی خوانش گامهای ماژور کروماتیک پایین رونده ( ر- می -فا)

د – تمرینات تکمیلی خوانش گامهای ماژور کروماتیک پایین رونده ( سل -لا -سی )

ذ – تمرینات تکمیلی خوانش گامهای مینور کروماتیک بالا رونده ( ر  -می -فا)

ر – تمرینات تکمیلی خوانش گامهای مینور کروماتیک بالا رونده ( سل -لا -سی )

ز – تمرینات تکمیلی خوانش گامهای مینور کروماتیک پایین رونده ( ر-می – فا )

ژ- تمرینات تکمیلی خوانش گامهای مینور کروماتیک پایین رونده ( سل -لا -سی )

و در نهایت کاربرد کروماتیک را در اعتلای وکالیست در اوج توانمندی سلفژیک به جهت دشواری خوانش و به خاطر سپاری آن در ذهن با بررسی چند اثر که کاربر کروماتیک ها در آنها مشهود تر باشد به پایان خواهیم برد و در واقع با پایان مباحث کروماتیک در پانزدهمین مقال باب سوم تعالیم وکالیست نیز به پایان می رسد و در واقع چنانچه تمامی تعالیم هر سه باب را به طور کامل فراگرفته و تمامی تمرینات آن را انجام داده باشد می توان گفت که تقریبا از نظر درجه بندی دانش سلفژ در حد عالی خواهید بود و در واقع در آینده صرفا به تکمیل این تعالیم خواهید پرداخت .

حال در این مقال برای ورود به مبحث کروماتیک ها نخستین سرفصل کروماتیک ها را به مقدمه ای بر کروماتیک خوانی اختصاص می دهیم :

اساسا ریشه لغوی کروماتیک در کلمه ای یونانی به نام کروما (chroma)دارد که در واقع معنای کالر(color) یا رنگ را تداعی میکند.

در واقع علت آنکه گام کروماتیک انبوهی از” رنگها و آواها” را در خود جای می دهد این نامگذاری چندان هم دور از ذهن نیست.

×××

در” تئوری” گام کروماتیک بدین گونه تعریف می گردد :« گامی متشکل از دوازده نت در فاصله های نیم پرده از یکدیگر قرار دارند . »

بدین ترتیب اصلی ترین تفاوت گام کروماتیک با سایر گامهایی که تا کنون فرا گرفته ایم کاملا مشهود است و آن در فاصله های نیم پرده ای تمامی نتها از یکدیگر است و دقیقا به دلیل همین ویژگی بسیار حیاتی است که نوای گامهای کروماتیک بسیار دور از ذهن و در بدو امر بسیار وهم آلود به نظر می رسد .

 c) 1){ در واقع اگر در گامهای  دیاتونیک ” فواصل نتها گاه نیم و گاه یک پرده است” و

” تبعیض ” از این جهت بین آنها وجود دارد ؛ بالعکس در گامهای کروماتیک ؛” تساوی حقوق نتها” کاملا رعایت شده و قوانین بر پایه بزرگی و کوچکی ( ماژور و مینور ) تعبیه نشده است و فاصله ها کاملا با هم برابر است و شاید به همین دلیل است که در ابتدای امر درک حس کروماتیک اندکی دشوار است.

 در مورد حس جاری در گامهای کروماتیک باید از یک مثال شروع کنیم :

احتمالا همگانمان حداقل یکبار در حیات پربرکت خویش از پدیده ای هراس داشته یا در یک موقعیت گیج کننده و وهم آلود و نامطمئن قرار گرفته ایم. حال بیایید تصور کنیم قرار است برای این حالت خویش یک قطعه کوتاه موسیقی بسازیم.

چه لحنی برای قطعه در نظر می گیرید؟  به بیان نکوتر ابتدا کدام نتها را به صدا در می آورید ؟.

در واقع اگر پیشنهاد شما “چند نت نیم پرده ای متوالی” باشد  ؛این توالی دقیقا بر شکل “کروماتیک” گام مزبور استوار است و شاید بتوان گفت گام کروماتیک با بهره گیری از معنای لغوی آن در زبان یونانی رنگین کمانی از حسهای بشری چون “ترس امید و وهم” است .

در پایان باید گفت که برای درک کروماتیک ها نوازندگان برخی سازها قدرت بیشتری در فهم آن حس دارند. البته مشروط بر آنکه تمرینات ابتدایی نهادینه شدن صدای گامهایشان در ذهن از کروماتیک ها آغاز شود.

بی شک مهمترین آنها ساز (گیتار) است که ساختار آن نیز بر “پایه فاصله نیم پرده ای نتها” از یکدیگر قرار گرفته و گیتاریستها ؛ نیک می دانند که تفاوت این نتها به طور متوالی و زمانی که در« فرتها» نواخته می شوند با حالت “گام نوازی مازور و مینور” چه تفاوتی دارد .

عرایض منفصل

* 1  :قریب به اتفاق مندرج در این وبلاگ حاصل تجربه وکالیست در سالیان متمادی سلفژ آموزی خویش بوده و البته به هیچ وجه ادعایی بر بهترین مرجع بودن در این زمینه ندارد اما حداقل می توان گفت در عالم مجازی جزو نخستین کسانی است که در این باب می نگاشته است .

 ضمن آنکه “هدف این وبلاگ هنر جویانی است که توانایی بهره گیری از کلاسهای پر هزینه و گاه غیر علمی که در زمینه آموزش سلفژ در گوشه و کنار یافت می شود را ندارند” و در جستجوی مرجعی هستند که پایه های آموزشی خود را ترقی بخشند و اساتید موسیقی قطعا مخاطب این وبلاگ نبوده و تنها می توانند به راهنمایی وکالیست در ارتقای محتوای وبلاگ و حتی مشارکت در نگارش آن اکتفا کنند.

آواز هایمان ترانه ساز تعقل !

تا درودی دگر بدرود .

منبع:نخستین وبلاگ آموزش مبانی آهنگسازی؛ سلفژ و هارمونی و کنترپوان